تا حرف دل‌ت را می‌زنی، دیگر حرف دل‌ت نیست!

 

نمیتونم بگم خوبه که حس و حال نوشتن و سر زدن به وب بقیه و کامنت گذاشتن رو ندارم یا نه! همیشه فکر میکردم همین کاراس که خیلی وقتمو میگیره و منو از مسیر رشد و کمال و تعالی باز میداره :| ولی حالا هم که دیگه حس و حال این کارا رو ندارم بازم هیچ غلطی نمیخورم!

الانم توقع ندارم هیشکی حتی پستمو بخونه چون آدمی که پستای بقیه رو نمیخونه و واسه کسی کامنت نمیذاره همیشه محکومه به اینکه پستاش خونده نشن و کامنتدونی ش خالی بمونه. کامنتدونی خالی هم هرکس گفت واسش مهم نیس زر زده!

چندباری هم نشستم یه چیزایی نوشتم ولی پست نکردم. حس پست کردنشو نداشتم. چون آدم یه زمانی به یه جایی میرسه که ...نه اینکه بخوام بگم مخاطبو به تخت کفششم حساب نمیکنه هااا! نع! ولی دیگه واسش مهم نیس این چیزا. من واسم مهم نیس. ولی اگه بدونم مخاطبانی هستند که واسشون مهمه بهشون اهمیت خواهم داد. پس مخاطبانی که دوس دارن چیزایی که مینویسم رو پست کنم اعلام کنن ! (آیکون دریافت انگیزه)

الانم که دارم این چیزا رو مینویسم هر بار که اسپیس(فاصله) رو میزنم یه خطّای ریز قرمز که فکر کنم علامت کسره باشن میاد زیر حرف آخر کلمه ی قبلی که نمیدونم وقتی مطلبو پست کنم رو صفه ی وبلاگ هم میاد یا نه. خط های ریزی شبیه کسره هیچ وقت چیزایی مهمی نبودن و نقش بسزایی تو زندگی هیچ آدمی بازی نکردن مخصوصن قرمزهاشون! (آیکون خستگی و خواب آلودگی مفرط و گفتن پرت و پلا!)

همه ی حرفای بالا رو گفتم که بگم من امشب اومدم اینجا پست گذاشتم چون یهو دل م خاس پست بذارم! همین. و هیچ حرف دیگه ای نداشتم جز یه خاستگاری نوشت ناتمام قدیمی که از پست کردنش منحرف شدم (منظورم منصرفه! چون خیلی خابم میاد کلمه ها رو قاطی کردم!) از پست کردنش منصرف شدم چون ماجرا خیلی طولانی بود و نتونستم همه شو بنویسم و ممکن بود که این قضیه موجب سوء تفاهم در ذهن مخاطب بشه. ولی الان میخوام همونو بذارمش. حوصله ندارم کاملش کنم. چون دل م میخواد امشب پست بذارم میذارمش. البته اصلن دوس ندارم مزخرفات بذارم رو وبم! در جریان هستید که! این خاستگاری نوشت خیلی حرف داره توش. کوله بازی از تجربه و ایناس!

در پایان لازم میدونم مجددن از دوستانی که رمز میخوان خواهش کنم رمزو فقط از خودم بگیرن و همچنین تقاضا میکنم از دوستانی که رمزو دارن در هیچ صورتی به شخص دیگه ای اعلام یا بیان یا منتقل نکنن!

*یه انگیزه ی خیلی قوی دیگه هم برا گذاشتن این پست عنوانش بود!!


ادامه مطلب
+ تاريخ پنجشنبه بیست و نهم فروردین ۱۳۹۲ساعت 0:28 نويسنده بی دل |