|
تا حرف دلت را میزنی، دیگر حرف دلت نیست!
|
یک اختلالی هس تو روانشناسی به نام شیدایی که علائم زیادی داره . یکی از علائمش سرخوشیه بصورت تابلو ! حالا ما ازین اختلال شیدایی فقط همین سرخوشی ش رو داریم که خیلی هم چیز خوبیه . بماند که تابلو میشیم جلو همه تو فک و فامیل و دانشگاه و بین رفقا !
اگه میدونستم عاشقی و شیدایی اینقدر مقوله ی شادیه زودتر به فکرش میفتادم . والا !!
البته فکر امتحانات پایان ترم که کمتر از یک ماه تا شروعش مونده مستی این سرخوشی و شیدایی رو از سر آدم میپرونه . آدم که نه ! من ! من خری که ۲۴ واحد برداشتم و مث چی تو چی گیر کردم . من خری که این ترم نه سرکلاس درس گوش دادم نه تو خونه خوندم . من خری که اصلا انگار نه انگار دوتا تحقیقم مونده و هنوز موضوعشون رو هم انتخاب نکردم ... ( لازمه التماستون کنم برا دعا ؟)
یه جمله هس که بدجوری باش حال میکنم . اصلا یه دنیا حرفه توش. اند مرام و معرفت و خلوص و شعوره : سلامتی همه ی اونایی که ما رو همین جوری که هستیم دوس دارن . وگرنه بهتر از ما رو که همه دوس دارن !
کاری به ضعف و قوت کلی فیلم ندارم . فقط دوست دارم یبار دیگه "شب های روشن" رو ببینم و کل دیالوگ هاشو برا خودم یادداشت کنم .