|
تا حرف دلت را میزنی، دیگر حرف دلت نیست!
|
این ماجرا که نوشتم رو یکی از استادهامون تعریف میکرد از قول یکی از اساتیدشون که اگه اشتباه نکنم همین آقای دکتر عابدی که روحانی هستند بود .
گفته بودند من یه مدتی افتاده بودم دنبال خانقاه ها و معابد عارفان و صوفیان ایران تا از نزدیک با مسلک و شیوه ی سیر و سلوک و ریاضاتشون آشنا شم . یه خانقاه معروفی بوده تو شیراز (به گمونم) که بزرگشون و شیخشون یه صوفی و عارف خیلی گنده و معروف و اسم و رسم دار بوده . نشستم باهاش به حرف زدن . از مسلک و عقایدشون پرسیدم . قاتی حرفاش گفته : ببین ! ما هم شراب میخوریم ، هم ربا ، هم زنا میکنیم هم خیلی گناه های دیگه . به این چیزا نیس . دلت باس پاک باشه !!
گفتم : ببخشید من یه سوال واسم پیش اومد . آدم اگه نخواد دلش پاک باشه ، اصلن اگه آدم خواست دلش نجس باشه باس چه کار کنه اون وخ ؟؟
حق ؟
تاثیر اعمال ظاهری بر باطن و روح آدم مسئله ی مهمیه . یه بخش از کتاب چهل حدیث امام خمینی (ره) به همین موضوع اختصاص داده شده . (اینو ترم اول که بودم یکی از اساتیدمون گفت و من تو ذهنم موند و همچنان تصمیم دارم برم این قسمت رو بخونم ! خدا توفیقمون بده ایشالا بحق این ماه مبارک !! )
آقا اصن دماغ باس بزرگ باشه ! ینی دماغی که بزرگ نباشه اصلن دماغ نیست ! اصل اصلش به اعتقاد بنده آدمی که دماغش بزرگ نباشه اصلن آدم نیست ! اعتقاد کردی ؟
حالا برو ۶ میلیون پول بی زبونو بریز تو دماغت که همین یذره آدمیتت هم به فنا بره !!
* البته نه دیگه در این حد ! +
* جا افتاده :
آه ، من چقدر احمقم
زیر بار کوله ای پر از
عاشقانه های نخ نما
در هجوم گونه ها و بینی عمل شده
لنز و رنگ مو
عاشقانه های باستانی تو را
انتظار می کشم ... !
مهروش طهوری