تا حرف دل‌ت را می‌زنی، دیگر حرف دل‌ت نیست!

 

 

حیف که به خودم قول داده ام حالا حالا ها پست جدید نگذارم وگرنه میتوانستم از سربه هوایی هایم بنویسم. از بی حوصلگی. از بی انگیزگی. از پرحرفی های مجازی. از کم حرفی های حقیقی. از چیزهای کوچکی که هی دوست دارم بنویسمشان اما ارزش یک دانه پست مجزا شدن را ندارند ، حرف هایی که ارزش پست شدن را ندارند اما ارزش گفته شدن را دارند وارزش شنیده شدن را نمیدانم دارند یا نه. اگر به خودم قول نداده بودم که حالاحالاها پست نگذارم می آمدم اینجا یک پست میگذاشتم که ته ش بگویم من تصمیم گرفتم اینجور حرفهایم را از این به بعد لابلای کامنت های کامنتدونی ام بنویسم!

 

سربه هوایی ها و گوش به بازی بودن هایم شرم آور است وگرنه میگفتم از حداقل چیزهایی که وقت درس خواندن باید کنارم و دردسترس م باشند! : یک عدد کتاب شعر معاصر، یک عدد دیوان حافظ یا سعدی یا گزیده غزلیات صائب، یک عدد دفترچه اشعار برگزیده که هنگام مطالعه ی موارد پیشین، بیت های قشنگ را درآن دفترچه بنویسم و البته لازمه ی این کار و حتی خود درس خواندن یک عالمه خودکار رنگی و مداد و ماژیک فسفری است! یک عدد رمان و کتاب متفرقه که در حال خوانده شدن است، یک عدد رمان قدیمی که چندین بار خوانده شده است، یک عدد تسبیح نه محض ریا بلکه صرفن برای استخاره گرفتن! که وقت هایی که حوصله ی خواندن هیچ درسی را ندارم یا وقت هایی که حوصله ی خواندن چند درس را با هم دارم برای برقراری عدالت بین دروس از آن استفاده کنم، یک عدد قرآن که محض ریا آخر شب حداکثر 2 صفحه از آن بخوانم، یک عدد آینه ی رو میزی که هرازچند گاهی که دل م برای خودم تنگ شد روی ماه م را در آن نظاره کنم. یک عدد کیف مانیکور که خیلی وسیله ی ضروری و غیرقابل چشم پوشی ی است و همچنین یک عدد تخته کوچک که مقابل میزم قرار بگیرد و حین درس خواندن کارهایی که یادم می‌آید در فرصت های استراحت م انجام دهم را روی آن یادداشت کنم و صد البته یک عدد لب تاب که دائمن جلوی روی م باشد و نه تنها هنگام مقاله خواندن و تحقیق تایپ کردن بلکه حتی وقت درس خواندن با جزوه و کتاب – و نه ورد و پی دی اف-  باید مقابل م باشد که هرازچندگاهی سری به وبلاگ ها و سایت های خبری زده و صدالبته کامنت ها و آمار بازدید وب خودم را چک کنم و صدالبته تر مسنجرم که باید روشن باشد و به همه پی ام بدهم و پی ام همه را جواب بدهم و ...

اینجانب هستم درحال درس خواندن

 

در هر صورت چیزی که مهم است این است که با تمام این اوصاف هنوز هم میتوانم خودم را گول بزنم و تصور کنم که آدم موفقی هستم!

 

+ تاريخ دوشنبه ششم خرداد ۱۳۹۲ساعت 16:13 نويسنده بی دل |