تا حرف دل‌ت را می‌زنی، دیگر حرف دل‌ت نیست!

دعا کنید فردا روز عرفه من گریه ام بگیرد. چند روزیست با اینکه سعی میکنم زیاد دور نشوم، نمازِ وَ واعدنا میخوانم، سوره واقعه میخوانم، روزه میگیرم، دعای عظم البلاء میخوانم، اما اشک ندارم. مثل آدم های مریض و خسته ای که زور گریه کردن هم ندارند و فقط آرام آرام ناله می کنند و صدای ناله شان چقدر آزار دهنده است! خدایا! اگر صدای ناله ام آزار دهنده است زودتر حالم را خوب کن دیگر چقدر صبر میکنی آخر بر ناله های آزاردهنده ی من؟

سوره واقعه را که وقتی روز اول ماه، دوشنبه باشد تا ۱۴ روز میخوانند که حاجت روا شوند، فقط یک بار خیلی قبل ترها خوانده بودم و اصلن هم دیگر تصمیم نداشتم که دوباره انجام دهم. ولی اینبار روز اول ماه یک نفر که برایم عزیز بود پیام داد و یادآوری کرد من هم همینطوری بی هوا شروع کردم به خواندن. فکر میکردم موقعیتم الان طوری هست که بخواهم کارهای گنده گنده و دعاهای سنگین سنگین بکنم برای خودم. اولین چیزی هم که به ذهنم می آمد زودتر برگشتنش بود اما هنوز درست و حسابی نیت نکرده بودم. روز سوم و چهارم تصمیم گرفتم درست و حسابی نیت کنم. خواستم نیت کنم برای زودتر آمدنش یکهو یادم آمد یک نفر دیگر هست که خودش و آمدنش و زودتر آمدنش خیلی مهمتر است و نیامدن مثلن نامزد من تا سه چهار ماه دیگر در مقابل اینهمه نبودن او اصلن اهمیتی ندارد و به چشم نمی آید. اصلن کلی از خودم نبدم آمد که چرا از همان اولِ اول و وقت نیت کردن توی ذهنم آمدن "او" آنقدرها پررنگ نبود که در کنارش آمدن های دیگر اصلن به چشم نیاید؟ چرا باورمان نمی شود که گشایش همه کارهای ما در دعا برای فرج است؟

* صائب تبریزی

تصویر هدر

 

+ تاريخ دوشنبه بیست و دوم مهر ۱۳۹۲ساعت 18:17 نويسنده بی دل |