تا حرف دل‌ت را می‌زنی، دیگر حرف دل‌ت نیست!

متخصص طب سنتی بعد از چندماه معطلی نسخه ام را پیچیده. آخر نسخه، بعد از پرهیزات و سفارشات نوشته: شبها قبل از خواب تمام احساسات، اتفاقات و افکاری که دارید را بنویسید و هیچوقت نخوانید!

اما من بی حوصله تر از آنی هستم که کلی وقت برای نوشتن چیزی بگذارم که هیچ وقت قرار نیست خوانده شود. ذوق و شوق نوشتن من مدتهاست در نبرد با بی حوصلگی ام مغلوب است. خیلی وقت است که سرعت فکر کردن و حس کردنم خیلی بالا رفته. شاید بالا رفتن سرعت پیشرفت تکنولوژی هم در آن بی تاثیر نبوده. حتی فکر کردن به اینکه باید نیم ساعت وقت بگذارم تا آنهمه فکر و حس و خیاالی که در یک صدم ثانیه از ذهنم میگذرد را در قالب کلمات و جملات بیاورم خسته ام می کند. دفعه قبل که برای مشاور طب سنتی عکس زبانم را فرستادم گفت "فکرت خیلی مشغوله! باید مدیتیشن کنی!" یعنی ببین دیگر چقدر فکرم مشغول بوده که از روی زبانم هم قابل تشخیص بود! خب سرعت فکر کردنم بالاست. ذهن هم که بیکار نمیماند دائم باید به یک چیزی فکر کنم. این میشود که ذهنم و فکرم خیلی مشغول میشود. برای کم کردن از سرعت فکر کردنم مدیتیشن را شروع کردم. فکر کردم بهتر است با گزینه ای شروع کنم که از قبل تا حدودی با اصول و قواعدش آشنا هستم. با نماز شروع کردم. خیلی سخت بود. نوزده سال اشتباه نماز میخواندم. اصلاح اشتباهی که نوزده سال روزی پنج بار تکرار میشده خیلی خیلی سخت است و خیلی زمان میبرد. هنوز هم تا موفقیت کامل خیلی راه دارم. ولی پروسه اصلاح شروع شده و دارم کم کم روی غلطک می افتم. بعد از نماز هم دعا میکنم خدا کمک کند زیاد طول نکشد. نمیخواهم نوزده سال هم فقط صرف اصلاح نماز کنم تا بلکه در میان سالی وقتی که کم کم استخوان ها شروع میکنند به قژقژ کردن و ماهیچه ها زود زود به ذوق ذوق می افتند تازه به مرحله ای برسم که یک نماز را از اول تا آخر در اتصال کامل بدون قطعی و حواس پرتی بخوانم. گرچه این روزها اگر در هرنماز به اندازه یک سوره یا یک رکوع هم اتصال برقرار شود راضی ام  کیفم تا شب کوک است. فکر کن اگر پنج باز در روز در حال اتصال کامل مدیتیشن را انجام دهم چه آرامشی نصیبم میشود. چقدر همه چیز بهتر و قشنگ تر میشود...

پ.ن: این قرار بود همان نوشته قبل از خوابم باشد که نباید هیچ وقت بخوانمش. تا الان فقط یک بار و نصفی خواندم! امیدوارم نمره ام کم نشود!

+ تاريخ دوشنبه شانزدهم تیر ۱۳۹۹ساعت 5:32 نويسنده بی دل |