تا حرف دل‌ت را می‌زنی، دیگر حرف دل‌ت نیست!

نمیدانم دوباره کدام هورمونم بالا و پایین شده که دو سه روز است ویار شعر و اشک کرده ام. حالم خوب نیست و بد هم نیست فقط دلم حسابی شعر میخواهد و انگار تا یک شعر درست و درمان نجوشد و به قلم نیاید درمان نمیشوم.

ویولتا که تلفظ صحیح اسمش بیولتا است (چون در زمان اسپانیایی حرف وی ، ب تلفظ میشود) و دکتری روان شناسی دارد یک بار بعد از اینکه به او گفتم علت حال و روزم هورمونی است گفت این هم روش خوبی است که دائم علت حال بدمان را گردن هورمون ها بیاندازیم. نمی دانم به شوخی و متلک گفت یا جدی! اما این روش مخصوص خودم است و دیگر باورش کرده ام. الآن مثلا فکر میکنم هورمون شعرم به هم ریخته و همین حالم را بد کرده. کاشکی قرص شعر بود که آدم هروقت هورمون شعرش بهم می ریخت یک قرص شعر بالا می انداخت و اندکی بعد وقتی قرص اثر میکرد راه شعر در گلو گیر کرده باز می شد و می آمد بیرون و حال آدم را رو به راه می کرد. درست مثل احساس بعد از استفراغ!!

+ تاريخ شنبه ششم فروردین ۱۴۰۱ساعت 5:42 نويسنده بی دل |