تا حرف دل‌ت را می‌زنی، دیگر حرف دل‌ت نیست!

دوست داشتم حس و حال این روزها را ثبت کنم

هرچند میدانم میگذرد و بعد از اینکه مدتی از تمام شدنش گذشت فکر میکنیم چقدر همه چیز زود گذشت!

اما فعلا خیلی دیر میگذرد و هر اتفاق جدیدی می افتد با خودم فکر میکنم یعنی کی و چطور قرار است این ماجراها تمام شود؟

یک سریال کره ای جدید شروع کردم. پیش از موعدی که با خودم قرار گذاشته بودم. متنفرم از اینکه کارم به اینجا رسیده که از شدت ضعف و ناتوانی در مدیریت احساساتم، با فیلم و سریال دیدن به بی خبری پناه برده ام.

شاید هم یک ماه اول زیاده روی کردم و آنقدر وقت و ذهنم را درگیر کردم که کارم به اینجا کشید...

دوست داشتم حس و حال این روزها را ثبت کنم. مخصوصا حس و حال روزهای اول را. اما حالا حس و حال نوشتنم هم پریده...

شاید اصلا نباید سی ساله می شدم!!!

+ تاريخ پنجشنبه بیست و ششم آبان ۱۴۰۱ساعت 12:59 نويسنده بی دل |