|
تا حرف دلت را میزنی، دیگر حرف دلت نیست!
|
اللهم خِرلی فی قضائک و بارک لی فی أمرک
حتی لا أحبّ تعجیل ما أخّرت
و لا تأخیر ما عجّلت
(دعای عرفه)
م . ن ( مخفف مزخرف نوشت ) :
۱. دیشب تو خواب چشام تا صبح میسوزید و میخارید ! صبح که پاشدم دیدم سایزش شده اندازه هسته آلبالو . رنگش هم مث آب آلبالو ! الانم چشام درست حسابی نمیبینه ! نمیدونم چه رحمتی بوده که روز عرفه بر سر ما نازل شده !
۲.بعضیا هستن ظاهرشون خیلی مثبته ولی فکرشون منحرفه !
این رفیق ما سرکلاسای تنظیم از خجالت سرشو بالا نمیاره حالا چیز خاصی هم نمیگن تو این کلاسا ولی همچین قیافه شرم زده و مثبتی به خودش میگیره که هر کی ندونه فکر میکنه چه خبره ! اون روز سر یکی از کلاسا دیدم بیکاره یه جوک دادم از تو گوشیم بخونه حوصلش سر نره . " به یارو میگن بابات چرا مرد؟ میگه تابستون رو پشت بوم خوابیده بود قل خورد افتاد رو کولر ، کولر شکست بعد افتاد رو ایوون ، ایوون خراب شد بعد افتاد رو گلدون ، گلدون شکست دیدیم داره خونه رو خراب میکنه با تفنگ زدیمش ... !" بعد پنج شیش دقیقه دیدم همونجوری خیره مونده به گوشی . گفتم هنو داری میخونی ؟ تموم نشد ؟ گفت دارم فکر میکنم ! گفتم آخه جوک هم فکر کردن داره ؟ بعد برگشته به من میگه صحنه دار بود ؟ میگم این کجاش صحنه دار بود ؟ میگه خب آخه من نمیفهمم این اگه زن هم باشه میشه با تفنگ زدش که !!!!
فکر کن واقعا ! به عمق انحرافات این تفکر ... !
۳. این روزا ترجیح میدم تو دفترم بنویسم تا اینجا . نه حال و حوصله این فضا رو دارم نه وقتشو ! مخصوصا که جدیدن هم خیلی چرت میگم ! البته حرف دارم واسه اینجا اما باید وقت و حوصلش پیدا شه !
۴. چقدر دوست داشتم میتونستم شعر بگم ! شعر خیلی آدمو آروم میکنه . مخصوصا اگه آدم پریشون باشه . اگه درد داشته باشه ، شعر مثل مسکن میمونه . خوندنش هم خوبه اما گفتنش خیلی بیشتر جواب میده . ولی نمیتونم بگم ! خیلی سخته که نمیتونم ! خوش به حال شاعرا ...
۵. واسه شما هم اینطوریه که روزای عید زیاد صفا نداره ؟ آدم از ته دلش و به طور عمیق شاد نمیشه ؟ مثل اونجوری که تو محرم و صفر دلمونو غم میگیره تو اعیاد دلمون شاد نمیشه ؟ اگه آره بنظرتون چرا ؟
6. این نظر سنجی رو از شدت بیکاری و کنجکاوی و به پیشنهاد یکی از رفقای علاف تر از خودم گذاشتم . جای دوری نمیره اگه شرکت کنید !
از وعده ی وصال غم از دل نمی رود
نتوان به بوی باده علاج خمار کرد