فعلا حس مطلب نوشتن نیست گفتم بهتره یه مقداری "کتاب نوشت" بذارم تا لااقل اینجا از سکوت و رکود درآد .
- فاسد ، مجاز نیست به دیگران اعتراض کند که چرا من فاسدم و مظهر همه ی خوبی ها به فریادم نمی رسد . او باید به یاری اراده ی معطوف به قدرت خویش، خویشتن را به شایستگی برساند و در آن دم فریاد برآورد : خدایا! از بنده ی بی نقص و صدیق خود بشنو ! انسان ، سیه بخت است .
خداوند شاید مرحمتی کند و بپرسد : " آیا تو نیز سیه بختی ؟ "
- خیر ، من نیستم اما بسیارتر از بسیاران هستند .
- از خیل بسیار تر از بسیاران خروج کنند ، آن گاه از متن سیه بختی خویش خروج کرده اند .
- انتقام ، مظهر عدل الهی است و انسان ، بازوی انتقام الهی .
- من ، مردٍ کشتی گرفتنم ، و البته زمین خوردن و از زمین خوردن نترسیدن .
- روحانی واقعی ، واقعیت حضورش به مفهوم وابستگی به خداست .
- هر نویی از درون کهنه برمیخیزد . هر تازه ای از قلب قدیم . یک نگاه به وسعت بی کران گذشته ، یک نگاه به تنگنای حال ، و یک نگاه به بی نهایت آینده ، این است راه درست دیدن و خوب آفریدن .
- برادر ها رفتند ، تنهایی کوه شد و روح الله برقله ی رفیع آن به تماشای عظمت خدایی شب ها نشست .
برادرها رفتند . تنهایی ، چاه شد و روح الله در عمق آن به رصد نشست ...
سه دیدار ( جلد دوم ) - مرحوم نادر ابراهیمی
۱. از جمله استعدادهایی که فقط سرکلاسها شکوفا میشن . +
۲. حتی بیشتر ...
+
تاريخ یکشنبه سی ام بهمن ۱۳۹۰ساعت 23:57
نويسنده
بی دل

|